Menu

درس های از پدافند غیر عامل

روابط نامعمول در شبکه های مجازی


سهولت ارتباط در شبکه های مجازی تعاملی یکی از مهمترین ویژگی هایی است که کاربران را به سمت خود جذب میکند، افراد در این فضا در دسترس هستند، هویت ثانویه برای خود می سازند، خلاء هایی که در زندگی حس می کنند به راحتی در این فضا پر می شود و نکته مهم اینجاست که برقراری ارتباطی که در دنیای واقعی گاه به سختی انجام می پذیرد در این فضا آسان خواهد بود که این مساله اگر کنترل نشود تبعات فرهنگی اجتماعی به دنبال خواهد داشت.

مروزه به مدد این فرایند تمام مرزها در حال فروپاشی هستند و مفاهیم اخلاقی جدیدی نیاز به بازتعریف دارد. یعنی انسان فرصت جدیدی پیدا کرده برای خوب ماندن و یا بد شدن.

پرسش این است که آیا می توان در عصر تبادل اطلاعات و ارتباطات، اخلاق را نیز رعایت کرد یا فضای مجازی فی نفسه حکم می کند که در بیان واکنش ها و گفتگو تا سر حد امکان جسور و بی باک بود؟

به طور کلی جامعه از سه لایه تشکیل شده است: توده ها، نخبه ها و حاکمیت. شبکه های اجتماعی به مثابه لایه های میانی وسیله ای است برای اینکه گفتمان عمودی به تعاطی افکار و گفتمان افقی بین افراد بدل شود و به ساخت اندیشه و نقد منتهی گردد و گروه های انسانی برای اثرگذاری بهتر در جهان واقعی بتوانند به تصمیم های مهم برسند.

متاسفانه اتفاقی که در ایران حدوث یافته جنبه های آسیب رسان این فرصت و عرصه جدید است. به بیان دیگر فن‌آوری در ایران جنبه‌های مجهول زیاد دارد. این در حالی است که کاربران اطلاعات زیادی از این جنبه های مبهم ندارند. باید با هم افزایی تجارب مختلف برای آینده کمک بگیریم.

بدیهی است فضای مجازی اعم از اینترنت و نرم افزارهای پیام رسان تحت تلفن همراه با توجه به سرعت تبادل داده ها میدان طرح مباحث عمیق اندیشه محور و قضاوت در خصوص تفکرات و اخلاقیات انسانها نیست. چراکه بحث دقیق مستلزم صرف زمان و مداقه علمی است در حالیکه در نرم افزارهای فعلی ورود هر مطلبی، مطالب قبلی را پس میزند و امکانی برای نتیجه گیری منصفانه و علمی نیست. لذا فضای مجازی تبدیل شده به ابزار تفریح و شایعه سازی، تهمت، برچسب زنی، نشر اکاذیب و ارضای نیازهای سطح پایین.

شاید بتوان گفت از کوزه برون همان تراود که دروست. در جامعه ای که اکثر مردمانش (اعم از طبقه ضعیف، متوسط و پردرآمد جامعه) دچار اختلال شخصیت و محرومیت های بجا مانده از دوران کودکی و نوجوانی هستند وقتی حدود 30 میلیون گوشی هوشمند در دسترس قرا بگیرد، نتیجه آن می شود که بدون توجه به آثار فن آوری دچار بحران در داشتن یک مدل نظری برای هویت و کف نفس و خویشتنداری خواهد شد. و این به معنای آسیب پذیری شدید انسانی است.

ذکر خاطره ای به درک بهتر مطلب کمک می کند؛ چندی پیش از همکاری دانشگاهی و صنفی (وکیل) پرسیدم شما تمام نرم افزارهای ارتباطی را بر روی تلفن همراه خود دارید در گروه های زیادی هم دعوت و یا اضافه شده اید ولی همواره ساکتید، ایشان پاسخ قابل تأملی ارائه کرد مبنی بر اینکه «فضای مجازی حاکم گروه های به ظاهر علمی و صنفی همچون شهری پر از خون آشام شده که وقتی تازه واردی از همه جا بی خبر به شهر ورود میکند و اظهار نظری و یا کامِنتی میگذارد وظیفه شرعی خود دانسته و رسالتی بر دوش خود احساس میکنند که در مقام پاسخ و واکنش برآیند، امکان ندارد جمله ای یا نظری یا عبارتی را نقل کنید و این گروه همیشه منتظر در مقام واکنش بر نیایند، گویی که هر لحظه مترصد فرصت برای یورش به مطالب ارسالی می باشند»

هرچند درد دل این همکار دانشگاهی قابل تأمل بود اما به نظر می رسد نبایست صرفا نیمه خالی لیوان را به نظاره نشست؛ بدین توضیح که گسترش فضای مجازی می تواند با مولفه های مثبت و مفیدی چون شفافیت همراه باشد.

بی تردید تعاطی افکار در اتاق های شیشه ای امروزین بسیار بهتر از گذشته شده و شفافیت و بهره مندی از فضای مجازی باعث می شود «نامحرمی» در عرصه گفتگو وجود نداشته باشد هرچند برخی کاربران نام ها و عکس های واقعی برای خود انتخاب نمی‌کنند و ترجیح می‌دهند در پشت عکس های نمادین یا حروف و علامات اختصاری پنهان شده و ترک تازی نمایند.

به نظر میرسد توسعه فضای مجازی مانند هر پدیده نوظهور دیگری نیاز به فرهنگ سازی دارد. چه بسا شاه‌کلید حل معضل بی اخلاقی در فضای مجازی همانا «آموزش» از زمان پیش دبستان باشد و الا به زعم فروید که معتقد بود شخصیت انسان تا قبل از هشت سالگی شکل می گیرد نمی‌توان از یک فرد بزرگسالِ دارای تحصیلات دانشگاهی که فقط آموزش دیده و به تعبیری تنها واحد علمی گذرانده و مدرک گرفته ولی تزکیه و پرورش را تجربه نکرده است (برعکس حکم قرآن که می‌فرماید«و یزکیهم و یعلمهمالکتاب») انتظار رعایت اخلاق و آداب حرفه ای داشت.

فراموش نکنیم که فن آوری به مثابه تیغی برنده است گاه میتواند تیغ جراحی محسوب شود و بیماری را از مرگ نجات دهد و گاه میتواند آلت قتاله ای محسوب شود و بی گناهی را در خون خویش غرقه کند. این ما هستیم که به آن جهت میدهیم.

به نظر می رسد باید با همتی مضاعف و در سطوح مختلف وظیفه داریم در تولید محتوا بازاندیشی کرده و از نیت خوانی و انگیزه خوانی و ذهن‌خوانی و قلب خوانی همدیگر پرهیز کنیم و به این فکر کنیم که آیا میشود انسان خوبی بود یا خیر؟